عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )
246
كشف الحقايق ( فارسى )
ابى حنيفه » و « تأويلات القرآن » . ماتريدى در سال ( 333 - ه ) درگذشت و در سمرقند به خاك سپرده شد . و « ماتريد » محلهايست در سمرقند كه صاحب ترجمه بدان منسوب است . از « ظهر الاسلام ج 1 ص 265 » « الجواهر المضيئة ج 2 ص 130 » و « تاج التراجم ص 58 » صفحه ( 12 ) - اهل تشبيه - كسانى كه خداى تعالى را بمخلوقات تشبيه كردند و او را مانند محدثات دانستند . اين فرقه مشبهه خداى بىمثل و مانند را تشبيه كنند به آدمى و گويند صورتى دارد زيبا و دلربا هر كس او را بيند همه عمر حيران ماند . ( هفتاد و سه ملت : 39 ) . و اصحاب ابى عبد الله محمد بن كرام بر اين عقيدهاند كه مجسمه و مشبههاند و اصول اين فرقه ششاند : عابديه - ثنويه - رازنيه - اسحاقيه - واحديه - هيصميه ( در بعضى مأخذ بجاى رازنيه و ثنويه - زرونيه و نونيه آمده است . ) صفحه ( 12 ) - اهل تعطيل - گويند كه عالم هميشه بوده است و خواهد بود و هرگز نباشد كه نباشد خانهايست عالم بىخانه خداى مشمر و معطل است . ( هفتاد و سه ملت ص 22 ) . . . . . . . بدان كه قومى باشند كه ايشان را معطله خوانند و اعتقاد ايشان ضد اعتقاد مشبهه باشد . گويند نشايد صفت كردن وى به چيزى كه آن مخلوقى بود موجود نشايد گفت كه بارىتعالى شيئى هست يا موجود يا حى يا قادر يا عالم يا سميع يا بصير و امثال اين و در قرآن توقف كنيم نگوئيم مخلوق است و غير مخلوق و اين را از ملاحده گرفتهاند . ( تبصرة العوام ) . . . . . و ان من المعطلة قوما جعلوا فعل الله تعالى خاليا عن الحكمة و و المصلحة . . . ( شرح هدايه ملا صدرا ص 244 ) . صفحه ( 12 ) - اهل قدر - اقوال عامه متكلمين درباره اينكه « قدريه » يا « اهل قدر » كيانند مضطرب است بعضى اهل قدر را به مثبتين قضا و قدر و برخى اهل قدر را به نافين قضا و قدر اطلاق مىكنند . اشاعره معتزله را و معتزله اشاعره را قدرى مىخوانند بدين توضيح كه چون معتزله نفى قدر و اثبات حريت اراده و اختيار را مىكنند و افعال عباد را بقدرت و مخلوق عبد مىشمارند لذا بزعم اشاعره ايشان قدريند . و باز از طرفى چون اشاعره مثبت قدر و قضايند لذا معتزله ايشان را قدرى مىدانند و اينك برخى از اقوال هر دسته را ( كه ديگرى را قدرى مىداند ) مىآورد : غزالى در « اربعين » گويد : اهل القدر - أنكروا قضاء الله و رأوا الخير و الشر من انفسهم ارادوا بذلك تنزيه الله عن الظلم و فعل القبيح و لكنهم ضلوا اذ نسبوا العجز الى الله تعالى